زیبا
ژوئن 24, 2008
او به اندازه فرشته ها زیباست. همانند یک پری خیره کننده و شگفت آور. دختری به لطافت رویاها. دیدار او گاهی مرا به آتش می کشد و گاه دیوانه می کند. زیبایی او ذاتی و معنوی است. شکی ندارم که زیباترین دختر شهر است. گاهی می اندیشم که خدا زیباتر از او در تمام عالم خلق نکرده است. تردیدی ندارم که او هدیه ای آسمانیست. از آن نقشهای زیبایی که خدا گاهگاهی تنها برای دل خود می آفریند. آنقدر پاک و نجیب و اعجاب انگیز که می تواند هر مرد زیبا شناسی را به زانو در بیاورد. او با متانت و وقار مسحور کننده ای حکومت می کند. بر قلبها و بر دیده ها. یک فرشته زمینی است. به شیرینی عسل ناب گلهای کوهستان و ملاحت گرم چشمان پاک. پر از طراوت است و من هر بار با اندیشیدن به او نیز جوان می شوم. قلبم پر از شکوفه های بهاری می شود. پر از قاصدکهای سبکبال، پر از قهقهه، پر از مستی…
شاید اگر او از بستگان من نبود، بیش و پیش از این مرا مبتلای خویش می ساخت. حیف آنانی را که بیشتر می شناسیم، دورتر می داریم. کاش این فاصله ها محو شوند. کاش از آن بالا دستی به کمک من بشتابد. کاش بخشیده شوم…