رویا

ژوئن 22, 2008

من با تو بودن را در خواب دیده ام. من آن روز ابتدای پیوند را در خواب دیده ام. زمانش را نمی دانم اما در انتظار آن در تب و تابم. شاید سال دیگر و شاید دیرتر… شاید هم این ده سال (نه سال و نه ماه و هفده روز) را بر من نبخشایی. و من بی تو بمانم. بی تو اما پایان رویای من و پایان دنیای من است. بی تو بودن اگر حکم آسمان باشد، عاشقانه می پذیرم. می پذیرم که تنها باشم. تنها سفر کنم. تنهای تنها…
حال اما مبتلای توام. ای زیباترین سیاه چشم زمین، دوستت دارم…

يك پاسخ برايش بگذاريد